محمدصادق دهلوي
مقدمه 60
كلمات الصادقين ( فارسي )
كلمه 2 نظر * بر دل داشته و دل طرف حق متوجه شمرده و به دو مشغول گردانيده و غير حق از دل نفى كرده بايد نشست تا چها پيدا شود . كلمه 3 مىفرمود * سبب آنكه درويشان آستين كوتاه كنند آنست كه صوفى را بايد كه دست خود را قلم كند از آنكه پيش مخلوق فراز كند و 1 ناگرفتنى بگيرد 2 . اما چون قلم كردن دست موجب حرمان از بسيارى عباداتست مثل وضو و غسل و مصافحه با برادر مسلمان پس بجاى آن آستين كه نزديك بدست است كوتاه كند 3 تا او را مذكر بر بريدن دست شود و همچنين موى سر تراشيدن زيراكه اول قدم درين راه سربازى است اما چون ازسرگذشتن سبب باز ماندن است از جملهء 4 خيرات ناچار 5 به موى سر اكتفا كرده از سر آن بگذرد تا مشعر بود بر آنكه چنانچه 6 از سر بريده كارى نيايد از سر تراشيده نيز نامشروعى صادر نشود . كلمه 4 قبول * اعمال موقوف است بر جذبه يعنى هر عملى كه مىكند تا جذبه درنيامده قبول نيست . چون جذبه نامزد حال او شد هر عملى كه كند قبول باشد و آن جذبه را وقت معين نيست ، در صبا باشد يا در جوانى يا در شيخوخت 7 . اما جذبه را مراتب است جذبهء عوام توفيق يافتن است در اعمال و جذبهء [ 100 ] خواص توجه قلب است بسوى حق مع الانقطاع عما سواه . كلمه 5 از * شيخ نصير الدّين محمود 8 قدس سره پرسيدند كه ان اللّه خلق آدم على صورته * ، چه معنى دارد ؟ فرمود ها عايد است بآدم يعنى به صورتى كه آفريده شده بود در قد و بالا هم بدان صورت بخلاف صورت آدميان ديگر كه در صورت ايشان تغيير و تبديل راه مىيابد 9 زيراكه سنت الهى بر آن جارى است كه اول كودك بود 10 ، بعد از آن جوان ، پس از آن پير . كلمه 6 مىفرمود * اصل درين كار محافظت نفس است . در حالت مراقبه مىبايد كه صوفى نفس نگاه دارد تا باطن او جمع گردد و چون نفس گذاشت پريشان گردد .